ادامه مطلب
ادامه مطلب
چندی پیش در زیباکنار رشت شاهد هنر نمایی فرزندان مرحوم پرویز خودش، از لافن بازان معروف گیلانی بودم. به ویژه اینکه دختران مرحوم خودش نیز به عنوان اولین بندبازان زن ایران به این کار مبادرت می کردند. به همین بهانه نگاهی می اندازیم به این هنر- بازی قدیمی که در گیلان و غرب مازندران به ویژه در تنکابن و رامسر در گذشته های نه چندان دور رایج بود.

مراسم لاخند یا لافن بازی
سابقاً در بيشتر عروسيها و کشتی های محلی گیله مردی در گیلان و غرب مازندران به ویژه در تنکابن و رامسر رسم بود كه لاخندباز ميآوردند، لاخندباز یا بندباز را در گیلان لافن باز و در تنکابن و رامسر لاخند باز می گویند و او كسي بود كه روي ريسمان يا طناب، بازي ميكرد و حركات نمايشي انجام ميداد. البته قبل از عروسي یا آیین های دیگر با لاخندباز قرار ميگذاشتند و مزد وي به دو طريق داده ميشد اول اينكه صاحب مجلس تمام و كمال پرداخت ميكرد، ديگر اينكه لاخندباز در وقت بازي كردن از مردم تماشاچي پول جمع ميكرد. به هر حال وی را راضي ميكردند. لاخندباز ابتدا دو چوب قطور و كلفت را در فاصله 10 الي 12 متر از هم ديگر در زمين فرو ميكرد، سپس طنابِ بسيار كلفتي را از دو سر چوب رد ميكرد و انتهاي طناب را با حايلي در زمين يا به درخت، محكم ميكرد. يك لنگر جوپي به ارتقاع 5 متر نيز در دست لاخندباز بود. وي رفيق يا همكاري داشت كه در بازي و نمايش اداي او را در ميآورد و باعث خنده تماشاچيها ميشد. نام اين شخص «شيطانه» بود. ارتفاع طناب حدود شش تا هفت متر بود.
ادامه مطلب
وي ادامه داد: آيين بارانخواهي بيشتر در مناطق خشك و كويري ايران، مانند شهرهاي كرمان، يزد، بوشهر و بندرعباس متداول بوده است. از سوي ديگر در مناطق شمالي كشور و مناطقي كه باران بيشتري ميبارد، آييني با عنوان آفتابخواهي متداول بوده كه بيشتر جنبه طنز و شوخی داشته و در آن اشعاری براي بندآمدن باران خوانده ميشده است.
اين پژوهشگر فرهنگ مردم گفت: آيين آفتابخواهي يا دعا براي بند آمدن باران، بيش از هر چيز بر مبناي شعر و ترانه بوده در حالي كه مراسم بارانخواهي، معمولا با آیینهای دعا و تضرع و حتي قرباني همراه بوده است. در اين رابطه مردم گاه رفتارهاي سختگيرانهاي از خود بروز ميدادند كه به عنوان مثال ميتوان به مراسم «گاو ربايي» در كردستان اشاره كرد.
وي در تشريح يكي از آيينهاي بارانخواهي رايج در منطقه خراسان با نام «چوله غزك» گفت: در اين مراسم عروسك پارچهاي با عنوان چوله غزك (تكه چوبي كه لباس به تن آن كرده بودند.) در معابر روستاها گردانده ميشد و مردم همزمان با اين كار اين شعر را مي خواندند:
«چوله غزك بارون كن/ بارون بيپايون كن
گندما زير خاكن/ از تشنگي هلاكن
چوپون پنیر مایه/ سگش خمیر مایه
الله بزن تو بارون/ به حرمت امامون»
خلعتبري اضافه كرد: بيشتر آيينهاي بارانخواهي توسط كودكان اجرا ميشد، زيرا مردم معتقد بودند كه دعاي كودكان به دليل معصوميت آنان زودتر پذيرفته ميشود.
وي يادآور شد: كتاب «ترانههاي باران» در دست انتشار است و در سال جاري وارد بازار ميشود.
خلعتبري همچنين از انتشار زودهنگام كتاب ديگري با عنوان «آداب و آيينهاي ازدواج در فرهنگ مردم ايران» توسط انتشارات رسانش خبر داد و گفت: اين پژوهش آداب و رسوم مردم استانهاي مازندران، گيلان و گلستان درباره ازدواج را شرح ميدهد.
اين نويسنده در ادامه درباره كتاب «ترانههاي عاميانه تنكابن و رامسر» كه سال گذشته از وي منتشر شد گفت: اين كتاب شامل بيش از هزار دوبيتي ناب و چند ترانه عاميانه و محلي مردم اين منطقه است كه پيش از اين در جايي منتشر نشده و از طريق گفتوگو با سالخوردگان اين منطقه به دست آمدهاند.
دكتر مصطفي خلعتبري، پژوهشگر فرهنگ مردم و صاحب آثاري مانند «آب، آیینها و باورهای آن در فرهنگ عامه»، «فرهنگ مردم تنکابن»، «جايگاه مهمان و مهماننوازي در فرهنگ مردم ايران»، «بررسي و تحليل قبالههاي ازدواج از منظر فرهنگ عامه»، «جلوههايي از فرهنگ مردم ايران در سفرنامهها» و «فال و استخاره در فرهنگ عامه» است.
درخت افکن بود کم زندگانی به درویشی رسد نخجیربانی
ادامه مطلب

نوروز خوانی
در نواحی مختلف تاجیکستان مراسم موسیقایی و آوازی نوروزخوانی از عناوین و اسامی مختلف و متفاوتی برخوردار است. در منطقه کولاب گل گردانی، در ولایت حصار و سرخان دریا مراسم گل گردک، در وادی زرافشان بایکندک و کندکی گفته می شود. در تاجیکستان یکی از انواع گل های خودرو زمستانی مظهر و نماد مراسم نوروزخوانی محسوب می شوند. این گل ها در نواحی مختلف تاجیکستان از عناوینی چون زردگُلَک، گل لاله، گل بهمنی یا گل بهمن، سیاهگوش، بایچیچک و ... برخوردارند.
مراسم نوروزخوانی به عهده خواننده اصلی با عنوان سربیت خوان بوده وگروهی از جوانان به همسرایی می پردازند. در مراسم گل گردانی اکثر مناطق تاجیکستان دسته نوروزخوان ها و گلگردان ها در صورت دریافت انعام به دعای صاحبخانه پرداخته و در صورت خساست صاحبخانه مبادرت به هجو او می کنند.[1]
اجرای مراسم نوروزخوانی در تاجیکستان چه از حیث مجریان مراسم و چه از جهت شرکت و حضور فعال مردم، پدیده ای جمعی تر و عمومی تر محسوب می شود.
اشعار گل گردانی:
بهاران شد، بهاران شد به روی سبزه باران شد
عجب گل ها نمایان شد بهار نو مبارک باد
***
بهار آمد، بهار آمد به دهقان وقت کار آمد
به چوپان تول مال آمد بهار نو مبارک باد
***
چو لگ لگ از حصار آمد به هر شاخ چنار آمد
زمستان بود بهار آمد بهار نو مبارک باد
***
که أینِ کشت و کار آمد گذارِ فصل بار آمد
جوانی از شکار آمد بهار نو مبارک باد
***
بهار آمد به صد الوان نیمش برف و نیمش باران
که طوطی در قفس نالان بهار نو مبارک باد
***
بهار آمد به نیک روزی به بارانِ شبان روزی
بچین گل های نوروزی بهار نو مبارک باد
***
[1] - در آذربایجان و اردبیل هم یملک چی ها هم با جمع آوری گل های خودرو به در منزل اهالی رفته و با خواندن اشعاری در وصف بهار و تبریک آمدن سال نو از صاحبخانه طلب انعام می کنند.
ادامه مطلب

چهارشنبهسوری یکی از جشنهای ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سهشنبه شب) برگزار میشود. در شاهنامه فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشاندهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست. واژه «چهارشنبهسوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفتهاست و سوری که به معنی سرخ است ساخته شدهاست. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته میشود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از آن میپرند آغاز میشود و در زمان پریدن میخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبهسوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.
سور همچنین به معناى میهمانى و جشن مى باشد. اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پریدن؟ براساس سروده هاى پیروز پارسى، حکیم فردوسى، سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسر دیگر را برمى گزیند، سودابه که زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود:
|
یکى روز کاووس کى با پسر |
نشسته که سودابه آمد ز در |
|
زنـاگـاه روى سیاوش بدید |
پراندیشه گشت و دلش بردمید |
|
زعشق رخ او قرارش نماند |
همه مهر اندر دل آتش نشاند |
ادامه مطلب

از نوروزخواني کمتر اثري باقي مانده است. اولين مژده فرارسيدن بهار و سال نو را نوروزخوان ميداد كه از اوايل اسفندماه به در خانههاي اهالي ميرفت و اشعاري را به لهجه و زبان گيلكي_فارسي ميخواند. نخستين روزهاي اسفندماه(آفتاب به حوت)«نوروز خان» ها به تنکابن مي آمدند، خسته از راه پيمايي؛ اما با چهره اي گشاده و خندان. اينان معمولاً از «رودبار محمد زمانخاني» به این سو مي آمدند؛ و لهجه ي خاص خود را داشتند كه صدايشان وقتي در كوچه ها شنيده مي شد، مژده ي بهار كه از راه مي رسید و خاكي كه نفس مي كشید و ساقه هائي كه بيدار مي شدند و زمزمه ي آرام جویباراني كه از دره هاي خرد مي لغزند را می داد.




برگزاری جشنهای مختلف در میان ایرانیان از جایگاه خاصی برخوردار بوده؛
جشنهایی با یک ویژگی مشترک و آن اینکه همگی در پیوند با پدیده های طبیعی،
کیهانی و اقلیمی بوده اند. از جمله آن، آیین سده سوزی بوده که با سرور و
شادی که به همراه دارد، نمونه کامل یک جشن اصیل و تمام عیار ایرانی است.به گواه متون تاریخی، سده جشن پیدایش آتش است. روایات متعددی هست درباره دلیل برگزاری این جشن توسط ایرانیان باستان؛ در برخی از روایات تاریخی آمده است که چون صد روز که از زمستان بزرگ می گذشت ایرانیان جشن سده را برپا می کردند (در تقویم کهن ایرانیان مهرآیین، زمستان ۱۵۰ روزه و تابستان ۲۱۰ روزه بوده است. از ابتدای زمستان (اول آبان ماه) تا ۱۰ بهمن که جشن سده است،100 روز و از ۱۰ بهمن تا نوروز و اول بهار ۵۰ روز و50 شب بوده است).
آنها بر این باور بودند که در این زمان، اوج و شدت سرما سپری شده، به همین دلیل همه در دشت و صحرا گرد هم جمع شده و تلی بزرگ از خار و خس و هیزم فراهم می کردند و با فرارسیدن تاریکی شب، آتش می افروختند. به اعتقاد ایرانیان باستان، این کار، بازمانده سرما را نابود می کرده است.
ادامه مطلب

پانزدهمین جشنواره بین المللی قصه گویی با حضور ۵۳ قصه گوی ایرانی و خارجی از ۱۳ کشور جهان در ارومیه برگزار شد.در این جشنواره ۱۶ کشور خارجی از سه قاره جهان از جمله قصه گویان و هنرمندانی از کشورهای آمریکا، آفریقای جنوبی، روسیه، تاجیکستان، کنیا، اندونزی، دانمارک، کانادا، لبنان، پرتقال، اردن، رومانی، تاجیکستان، افغانستان، ترکیه و سوریه شرکت کرده اند. در این جشنواره ۲۷ قصه با ابزار و ۱۲قصه بدون ابزار توسط قصه گویان برجسته برای شرکت کنندگان ارائه شده و ۱۰ کتاب شامل پنج کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، پنج کتاب از دو نویسنده برجسته کشورمان رونمایی شد.

